به گزارش خبرگزاری حوزه، استاد سیدمهدی مهاجری در گفتوگویی تفصیلی، از «پیمانشکنی، زخم عاطفی، ضرورت قطع رابطه دوم و نقش مشاوره تخصصی» در ترمیم خانواده سخن گفت.
سوال:
من پنجاه و چهار سال دارم. سی و سه سال پیش ازدواج کردم. حدود ده سال پیش یک ازدواج موقت (چهل ساله) داشتم. بعد از این، خانواده همان موقع متوجه شدند. حالا به خاطر بعضی چیزها نمیشود زن دوم را طلاق بدهم. حالا خانواده با من بدرفتاری میکنند و خانواده پدر خانم، نه سال است که با من قهر هستند. ولی من با خانواده مهربان هستم و از این اتفاق ناراحت هستم. حالا نمیدانم چه کار کنم.
پاسخ استاد سیدمهدی مهاجری:
ببینید، حالا خیلی هنوز سؤال مبهم است و اطلاعات بیشتری را ما لازم داریم. ما اینجا با یک پیمانشکنی بالاخره مواجه شدیم توی این رابطه. هرچند که وجه شرعی داشته، اما به هر حال در تعهد ازدواج اولشان طبیعتاً این را نداشتند.
زخمی عمیق بر همسر اول
خب، این یک زخمی بر همسر اول است. دیگر یک زخم بزرگی و عمیقی بر همسر اول. بالاخره جایگاه ایشان را در قلب ایشان متزلزل کرده. در واقع بیست و سومین سال ازدواجشان، این بعد از بیست و سه سال ازدواج، این پیمانشکنی اتفاق افتاد. حالا اینکه علتش چیست، چرا، ما اینها را نمیدانیم و کاری بهش نداریم. میخواهم از این منظر نگاه کنم که ایشان انگار سؤالشان این است: «من دارم مهربانی میکنم با خانواده، با همسر اولم، ولی آنها انگار دیگر این مهربانیها را نمیپذیرند.»
بررسی انگیزه مهربانیها
خب، یک نکتهای وجود دارد. اول اینکه قبل از اینها هم این مهربانی بوده یا نه؟ که ببینیم آیا صرفاً به خاطر اینکه چون من یک اشتباهی را مرتکب شدم، دارم برای جبرانش این کار میکنم؟ اگر اینطوری باشد، معنایش چیست؟ اگر اینکه از قبل بوده، خب یعنی ایشان مرد مهربانی بوده از ابتدا. خوب میشود یک مقداری رشد تحمل کرد، یک نکاتی را گفت و اینها. ولی اگر بعد از این بوده و من چون تازه اشتباه کردم میخواهم جبران کنم، ما بیشتر میتوانیم حق بدهیم به آن خانواده که این را نپذیرند. مدل دوم، احتمال پس زدن بالاست. انگار یک جور دارند آنها برداشت میکنن یک جور باجدهی است: «تو که بلد بودی، چرا قبل از این محبت نمیکردی؟» بدتر میسوزد. آره، یعنی حالت اینجوری دارد. پس ابتدا یک حقی به آنها باید بدهیم که آنها پس زدن کاملاً طبیعی است. چون احساس کرده «من جایگاهم را پیش شما از دست دادم» و این محبتها خیلی دیگر آن معنای اصلی خودش را ندارد.
نخستین راه جبران
ببینید، در این قضایا اولین راه جبران، حالا گاهی جبران به این است که خب من آن رابطه دوم را قطع کنم. حالا ایشان میگویند به دلایلی نمیشود. ما نمیدانیم آن دلایل چیست، چقدر موجه، چقدر ممکنه یا نه. به هر حال ما فرض میگیریم که نمیشود آن را قطع کرد. در اینجا من باید بروم سراغ جبران. و این جبرانه با محبت نیست الزاماً. آن بالاخره همراه شدن با آن احساس قربانی شدن است. یعنی جبران من باید مربوط به آن مسئله باشد که به این زخم زده و اصلیترین جبرانش هم قطع آن رابطه است.
ضرورت قطع رابطه دوم
من باز هم تأکید میکنم: رابطه دوم اینجا چون مخفیانه شروع شده، نمیشود واقعاً برایش کاری کرد. باید به هر ضرب و زوری که شده، به هر دری که میشود زد، این کار انجام داد. آن رابطه را قطعش کنیم. حالا ایشان نمیخواهد این کار را بکند. یعنی یک جورایی هم خدا را میخواهد هم خرما را. اینها را. این نوعی که من الان بیام فقط محبت کنم، این احساس قربانی شدن را پررنگتر میکند تو خانواده اول. میگوید: «خب شما فقط داری الان محبت میکنی که من چشم بپوشم به این اشتباه و من نمیتوانم چشمپوشی کنم.»
پس اولین و مهمترین راهکار قطع آن رابطه است. و حالا اگر نمیتوانند و نمیخواهند، این را باید بیان به این سمت که این قربانی شدن او را بپذیرند، اشتباه خودشان را بپذیرند و حتی این بالاخره قطع ارتباط را هم به جان بخرند که اینها قطع ارتباط کردن، عذرخواهیش از جانب… اینجوری بگویم: عذرخواهی ساده نیست. این ماجرا با یک عذرخواهی ساده تموم نمیشود. این کار میبرد و باید از یک مشاور اینجا معمولاً کمک بگیرند که این زخم مثل زخم است که باید پیش دکتر و بقیه بزند. این دیگر آره، این به این راحتیها این زخم ترمیم نخواهد شد.
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید










نظر شما